|
واسه پرکشیدن من خواستی آسمون نباشی حالا من پر میزنم تا همیشه آسوده باشی دیگه نه غروب پاییز رو تن لخت خیابون نه به یاد تو نشستم زیر قطره های بارون واسه من فرقی نداره وقتی آخرش همینه وقتی دلتنگی این خاک توی لحظه هام میشینه تو میری شاید که فردا رنگ بهتری بیاره ابر دلگیر گذشته آخرش یه روز بباره ولی من می مونم اینجا با دلی که دیگه تنگه میدونم هرجاکه باشم آسمون همین یه رنگه ...
زندگی سرنوشت ما آدمارو به سمتی می برن که خودشون دوس دارن و هرچقدر تلاش میکنی که راهی که فکر می کنی درسته طی کنی باهات می جنگن و در نهایت هم پیروز میشن . پیروز میشن چون ما قوی نیستیم چون هنوز جنگجوی خوبی نشدیم فقط دست و پای الکی می زنیم بی هیچ تلاش مستمر و پیگیری گاهی اینقدر از اون چیزی که بودیم و می خوایم باشیم دور میشیم که دوباره پیدا شدنمون سخت میشه . . . دارم دور میشم از هر چیزی که داشتم مخصوصا مخصوصا معبودم ....................................................
خستم خسته ی خسته اون روزا که می نوشتم حالم چقدر خوب بود و قدرش و ندونستم حالا حتی نمی تو نم بنویسم حالا حتی نمی تو نم حرف بزنم خدایا کجایی من تنهای تنهای تنهام خداحافظ خداحافظ خداحافظ همه آی آدما خداحافظ |
About |